نگاهی بر فیلم تماس

اکران فیلم تماس در تماشاخانه اردیبهشت ماه

در تماشاخانه این ماه  فیلم تماس بر پرده نمایش سالن میرزاخانی اکران شد. با هم می خوانیم دست نوشته ای از دکتر رهام انصار مهر،  درباره این فیلم تحت عنوان :

نگاهی کوتاه به فیلم تماس

«تماس»، در نگاه اول، ممکن است در رده‌ی خاص فیلم‌های «سفر در زمان» نگنجد؛ تم اصلی آن، برقراری تماس با فرازمینی‌ها به‌روشی است که کارگردان (رابرت زمکیس) و نویسنده‌ی رمان (Karl Sagan, contact: 1985) بدان باور دارند و آن را شیو‌ی منطقی ارتباط زمینی‌های پیشرفته با فرازمینی‌های پیشرفته‌تر می‌دانند. با وجود این، مفهوم «کرمچاله» که در نیمه‌ی دوم فیلم مطرح می‌شود، ایده‌ی سفر در زمان را نیز در بر دارد.

کرمچاله را می‌توان تونل یا میانبری میان دو نقطه از پیوستار فضازمان تصور کرد. از آنجا که هر نقطه از فضازمان با چهار پارامتر (یکی زمان و سه تا مکان) مشخص می‌گردد، پارامترهای زمانی و مکانی این دو نقطه به لحاظ نظری می‌توانند به‌کلی با یکدیگر متفاوت باشند. در فیلم تماس، به‌نظر می‌رسد، از دو یا چند کرمچاله برای سفر میان‌ستاره‌ای با فاصله‌ی ۲۵ سال نوری استفاده می‌شود، بی‌آنکه پارامتر زمان در مجموع تغییر کند. مثلا ممکن است با گذر از یک کرمچاله هر چهار پارامتر زمانی و مکانی تغییر کرده و با گذر از کرمچاله‌ای دیگر، همه‌ی پارامترها به وضع آغاز سفر بازگشته باشد.

نویسنده‌ی رمان که خود دانشمند و مروج علم برای همگان است، از ایده‌ی رویارویی آشکار (گاه دوستانه و گاه خصمانه) میان فرازمینی‌‌ها و زمینی‌ها که حوالی آن سال‌ها (به‌ویژه دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی)‌ در سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی به‌نمایش در می‌آمد، خشنود نیست. با وجود این، در داستان علمی خود از ایده‌های‌ دیگر مطرح در فیلم‌های علمی‌خیالی آن سال‌ها فراوان بهره می‌گیرد.

برای نمونه، ایده‌ی کرمچاله برای سفر میان‌ستاره‌ای از فیلم «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (کوبریک، ۱۹۶۸) و ایده‌ی ارتباط تله‌پاتیک میان فرازمینی‌ها و زمینی‌ها از فیلم‌های «برخورد نزدیک از نوع سوم» (اسپیلبرگ، ۱۹۷۷) و «ای تی: فرازمینی» (اسپیلبرگ، ۱۹۸۲) بهره می‌گیرد.

نویسنده و به تبع آن، کارگردان - جدا از مفاهیم علمی - دغدغه‌های دیگری نیز دارند، مانند: شخصیت خاص دانشمندان پیشرو، چگونگی ترویج یافته‌های علمی میان مردم و دینداران و حاکمان، درک متفاوت افراد نسبت به یک رویداد علمی خاص، نسبت میان دین و علم، و جز آن. البته در کتاب اشاراتی به جنگ سرد و رقابت فضایی آمریکا و شوروی سابق وجود دارد که در فیلم، به تبع سال ساخت آن، وجود ندارد.

در جایی از فیلم (و داستان) اشاره می‌شود که اگر ما تنها موجودات هوشمند کیهان باشیم، فضای بسیار زیادی در آن بالا هدر رفته است. بعدها برخی دانشمندان در پاسخ گفته‌اند که بزرگ بودن جهان پیش‌نیاز وجود ماست، زیرا فرایند فروپاشی یک ستاره نزدیک به ۱۰ بیلیون سال به‌درازا می‌کشد. تنها پس از این مدت است که ستاره فرو می‌پاشد و عناصر تازه‌پخته در کوره‌ی سنگین آن - مانند کربن که پایه‌ی حیات است - در سراسر کیهان پخش می‌شود.

با این حساب، چه بسا که امکان پیدایش هرگونه حیات پیش از ده بیلیون سال (از زمان بیگ بنگ) در هیچ‌جای کیهان موجود نبوده است. عناصر حیاتی ستاره (پس از فروپاشی) سرانجام بخشی از ساختار سیاره‌ای مانند زمین می‌شود که در کمربند زندگی منظومه‌ی خود (کمربندی که در آن، آب مایع بتواند موجود باشد) جای دارد و در آن، امکان تکامل حیات تا رسیدن به موجود هوشمند وجود دارد.